تنهای تنها |
|
تنهای دلم از دست خودم سیر شد و ساده شکست در همان پیچ و خم اول این جاده شکست پرم از حس نفسهای مسیحایی تو روح سرسبز غزلهای مرا باده شکست آمد از راه پر از غربت و تنهای من و چه ساده پی پرواز پریزاد شکست سه دهه می گذرد از غل و زنجیر تنم که دلم سنگ شد وبا دل دلداده شکست تو برو ، جاده وتنهاي و من همسفريم دلم از دست خودم سير شد و ساده شكست نوشته شده توسط متین تاریخ دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 0:35 |+|
|