تنهای تنها |
|
ای امیر شهنامه عشق ! کدامین صحرا را توان در بر گرفتن یکه تازیهای تو است ؟ کدامین چاه غربت توانای تحمل ناله های شبانه تو است ؟ کدامین گوش و کدامین قلب توانای دریافت کلام جان افروز تو است ؟ و امروز; غدیر به تاریخ گام نهاد . دشتی که دیروز گمنامش کندی و سستی قافله ها را می زودود امروز : طلوع آفتاب ولایت را بستر شد . آن برکه آب ,.میانه کویری برهوت که رنج و خستگی مسافران را به جان می خرید امروز: چشمه جوشان و همیشه جاری پهنه آرمانهای والا گشت . بدینسان بود که پیامبر ندا در داد : آنها که بی ولایت علی رفته اند باز گردند باز گردند و در کناره غدیر : آینه بلندای آسمان کویر با حماسه ساز نهضت اسلام ,روح مطهر زمان بیعتی دوباره کنند . و در طبیعت حقیقت : تنفسی روح نواز و مستی زا .... و اینگونه بود که به یکباره , از کالبد بی جان یک د شت پر سکوت غوغای اجابت و پذیرش برخاست . و هیا هوی سر در گم انسانی , در بازتاب مرزهای روشنی و جاودانگی جوششی مداوم یافت , بیراهه ها , نهاده شد ,وحجت در جانشان بیامیخت . راستی ,مگر خورشید در غروب ,ماه را به نور افشانی ,نمی گمارد , و مگر دریا : ابر را از خود و برای خود غنا نمی بخشد ؟ * * * * در این زلال , جان را به شستشو می نشینیم و از این دریا گوهر های ناب بر می کشیم . ((عید سعید غدیر خم را به همه مسلمین جهان تبریک می گویم .)) نوشته شده توسط متین تاریخ پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 و ساعت 0:48 |+|
نوشته شده توسط متین تاریخ سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 و ساعت 1:23 |+|
تو ای تنها واژه ی معلوم ! عشق را تفسیر کن تا بتوانی با آن زندگی کنی . لحظه ها را قدر بدان که ما با آنها زنده ایم . و دوست داشته باش تنهایی را چون هر دویمان تنهایم. سکوت را بخواه چون تمام گفته ها در آن نهفته است . عشق را طلب کن که در زندگی حکم فرماست . و دوست داشته باش زندگی را چون قانون انسانهاست . نوشته شده توسط متین تاریخ سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 و ساعت 0:38 |+|
مستی هم درد من و دیگه دوا نمی کنه ! مستی هم درد من و دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده من و رها نمی کنه من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه .... من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه ....من و رها نمی کنه .......... نوشته شده توسط متین تاریخ جمعه بیست و سوم دی 1384 و ساعت 21:20 |+|
ای خدا ای خدا آه ای خدا ی مهربان به که گویم رازهای دلم را نوشته شده توسط متین تاریخ پنجشنبه بیست و دوم دی 1384 و ساعت 16:49 |+|
نا آشنا دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که میرسد از راه ؟ با نیازی که رنگ می گیرد در تن شاخه های خشک و سیاه ؟ ****** دل گمراه منچه خواهد کرد با نسیمی که می تراود از آن بوی عشق کبوتر وحشی نفس عطر های سرگردان ؟ ****** لب من از ترانه می سوزد سینه ام عاشقانه می سوزد پوستم می شکافد از هیجان پیکرم از جوانه می سوزد ****** هر زمان موج می زنم در خویش میروم . میروم به جائی دور بوته گر گرفته خورشید سر راهم نشسته در تب ور ****** من ز شرم شکوفه لبریزم یار من کیست ای بهار سپید ؟ گر نبوسد در این بهار مرا یار من نیست ای بهار سپید ****** عید قربان نزدیک است . بهتره از حالا به فکر یه مخفیگاه باشید . امروز صبح این پیام کوتاه رو دریافت کردم . برام جالب بود . گفتم برای شما هم بنویسم . امیدوارم که کسی از این حرف ناراحت نشه . عید سعید قربان را به همه مسلمین جهان تیریک می گم . نوشته شده توسط متین تاریخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 و ساعت 1:38 |+|
وای از غم جدایی! ناله ز درد هجران وای از غم جدایی فکر وداع باید از روز آشنایی . با من بمون برادرم طاقت نمانده د یگر باور نمی کنم من که آمد موسم جدایی وای از شب فراقان اندوه بی تو موندن . دل کندن از تو دلبر دارد چه ماجرایی ای نازنین گل من گفتی به ماتم اما با دیدن تو گردد مرغ دلم هوایی گر شام هجرو دوری هر که سحر ندارد ماه تو در شب دل دارد چه دلربایی همراه عطر نرگس هاید مرا ندایی. خیلی دلم پر می خوام بنویسم ولی نمی تونم . متین نوشته شده توسط متین تاریخ شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 23:49 |+|
کوی گدایی××× مرا جز دیدن رویت به عالم آرزوی نیست مرا جز گفتم وصفت نگارا گفت و گویی نیست هزاران خوبرو دیدم ولی این قدر فهمیدم که در عالم به غیر از تو به خوبی خوبرویی نیست نبیند آسمان دیگر همانند تو ای دلبر چرا چون تو گلی هرگز بدین خوش رنگ و بویی نیست لبان سرخ فام تو زند صد طعنه بر مرجان بدین شکل و بدین قامت همانند تو گویی نیست بسان نرگس مستت نباشد چشم شهلایی به مثل زلف پر پیچ و خم تو هیچ مویی نیست من (( ژولیده ))از سوز دل عشا ق دانستم که از بهر گدایی بهتر از کوی تو کویی نیست متین نوشته شده توسط متین تاریخ سه شنبه سیزدهم دی 1384 و ساعت 21:15 |+|
می تونید این کار رو انجام بدید . امیدوارم که شما هم نتیجه بگیرید . التماس دعا امروز اول ماه ذی الحجه هست . امروز روز عروسی (* بزرگترین مرد جهان حضرت علی (ع) و بزرگترین بانوی جهان حضرت فاطمه (ص) است*) و من این روز زیبا رو به همه شما و همه دختر پسرهای که امشب عروسیشون هست تبریک می گم . راستی یه چیز دیگه هم هست اگه دوست داشتید می تونید انجام بدید :: می گن اگه اول ماه به روز دوشنبه بیوفته می تونید تا چهار دهم ماه سوریه واقعه رو ختم کنید وهر حاجتی که دارید نیت کنید . روز اول یه دونه - روز دوم دوتا . و به همین صورت که روز چهار دهم باید چهار ده تا بخونید . که روی هم این چهارده روز می شه 105 بار . من خودم این رو امتحان کردم و به نتیجه رسیدم شما هم می تونید امتحان کنید . سوریه واقعه توی مفاتیح بعد از سوریه الارحما ن هست . التماس دعا متین نوشته شده توسط متین تاریخ دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 21:45 |+|
امام رضا تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیا هورای شده بره پابوس امام رضا . اما هی فکر می کنه اونجا جایی کفتراست آخه من کجا برم یک کلاغ که روسیا ست من که توی سیاهی یا از همه روسیا ترم میون اون کبوترا با چه روی بپرم تو همین فکرا بود ش کلاغ عا شقمون یه دلش می گفت برو یه دلش می گفت بمون که یهو صدای گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو . من که توی سیا هی یا از همه رو سیا ترم میون اون کبوترا با چه روی بپرم . ( از محسن چاوشی) متین نوشته شده توسط متین تاریخ یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت 0:10 |+|
مقام پاپط عیسی کجاست؟تا که ببیند مقام پاپ از خون خلق باده عشرت به جام پاپ او شد اگر ز تلخی ایام کامیا ب گردد به عکس گردش گردون به کام پاپ او را به جرم فقر کشیدند بر صلیب اینک ببین تو ثروت و فر همام پاپ او را به جرم حرمت حق سنگ می زدند اینک ببین چگونه بود احترام پاپ او رنج بهر ملت مظلوم می کشید اینک به نفع ظلم نگر هر کلام پاپ او همنشین کوچ نشینان مصر بود بر عکس جاه و کاخ بلند احتشام پاپ خط امام ما بود از خط او جدا فرق است بین مشی امام و مرام پاپ ( ژولیده ) لب گشا و بگو از صمیم دل عیسی کجاست ؟ تا که ببیند مقام پاپ میلاد مسیح را به شما دوستان خوب و همه مسحیان تبریک می گم . البته من کمی زود این پست رو زدم و علتش هم این است که برای چند روزی نیستم . اگه خدا قبول کنه به زیارت امام رضا می روم .و اونجا به یاد شما دوستان خوب هم هستم متین نوشته شده توسط متین تاریخ جمعه دوم دی 1384 و ساعت 22:28 |+|
ولایت عشق . خواستم در زندگی اهل دلی پیدا کنم پیدا نشد همدل و هم صحبت و هم محفلی پیدا کنم پیدا نشد هر دری را حلقه کوبیدم به رویم وا نشد هر چه کردم رهنمایی منزلی پیدا کنم پیدا نشد چون کلافی خویش را در خویشتن گم کرده ام خواستم حلال هر مشکلی پیدا کنم پیدا نشد هرچه کوشیدم که شاید در مسیر بندگی خویشتن را یک مطیع قابلی پیدا کنم پیدا نشد کشتی بی باد بانم درکف طوفا ن اسیر هرچه گشتم جز ولایت ساحلی پیدا کنم پیدا نشد هرچه کوشیدم کسی را غیر مولایم علی در مقام عدل فرد عاملی پیدا کنم پیدا نشد همه چیز را گم کرده ام و هنوز دارم به دنبالشان می گردم ولی هنوز هیچ چیزی پیدا نکردم . نمی دانم بازهم امید به پیدا شدنش هست یانه . هنوز دربی هست که به سراغش نرفته باشم یا همه در ها بسته شده اند . نمی دانم کسی هست که کمکم کند یا نه خودم باید به تنهای بروم به دنبالش بگردم . آیا هنوز امیدی هست یا نه . باز هم باید صبر کنم تا روزی برسد که دوباره به چشمانش نگاه کنم و تمام حرفهایش را در چشمانش بخوانم . آیا روزی خواهد رسید که دوباره حرف هایش را بشنوم . آیا آن روز خواهد رسید که دوباره نگاهش کنم . می دانم تو هم به دنبال من می گردی ولی نمی دانم چرا هرچه بیشتر به دنبال هم می گردیم بیشتر از هم دور می شویم . نمی دانم چه حکمتیست ؟ که باید از هم دور باشیم و من در پی تو و تو به دنبال من می گردی . نه تو از من خبری داری که من کجام و نه من از تو خبری دارم .چرا ؟ مگر چه کاری کردیم که باید این طور مجازات شویم . نمی دانم هیچ نمی دانم . ولی من هنوز در پی پیدا کردن تو هستم . گلی گم کرده ام در باغ هستی و هنوز پیدایش نکردم متین نوشته شده توسط متین تاریخ پنجشنبه یکم دی 1384 و ساعت 1:3 |+|
|